هرکس بذر گلي زيبا ويکه را در دل دارد.
هرکس بذر نيلوفري خاص را
در مرداب درون دارد.
لمل تعدادي معدود و اندک توانسته اند
آن بدر را برويانند
و آن استعداد را شکوفا کنند.
زيرا بيشتر آدمها خود آگاه نيستند
و چشمان خويش را براي ديئن باز نمي کنند.
چشم اگر بيناست
هر چيزي ديدني نيست و در ارازوي نگاه . سنجيدني.
بنگر که چه بسار خرمهره ها که
خود را گوهر عشق جا ميزنند!
اين ها اگر عشق بودند.
احساس بدبختي را مي زدودند. اين يک معيار است.
اگر اين ها تو را با احساس شوربختي رها مي کنند
پس هيچکدام عشق نيستند.
ينا بر اين از شرشان خلاص شو...
عشق همواره احساس خوشبختي مي آفريند.
با عشق نمي توان احساس بد بختي کرد.
اين حقيقت را هيچگاه فراموش نکن....
اما بسياري از آدمها احمقانه عمل ميکنند:
آنها به جاي رها کردن
همه ي چيزهاي دست و پا گير .
خود عشق ر ارها کرده اند.
اين شيوه ي راهبان و معتکفان
در طي قرنها بوده است...
...